نگاهي گذرا بر كاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري

اهميت مطالعات ژئومورفولوژي در برنامه ريزي عمران شهري

شهر ها زمين هاي وسيع و گسترده اي را به خود اختصاص مي دهند. اين زمين ها از تركيب واحد هاي مختلف توپوگرافي و مورفولوژيك تشكيل مي يابند. هر اندازه كه شهر ها توسعه يابند و گسترش پيدا كنند، برخورد آنها با واحد هاي گوناگون توپوگرافي و ژئومورفولوژي و موضوعات مربوط به آنها زيادتر مي شود.واحد هاي ژئومورفولوژي هميشه با پويايي و ديناميسم محيط طبيعي در ارتباط است، هر گونه اقدام در راستاي توسعه و عمران شهر ها به نحوي با پويايي و ديناميسم مذكور ، و در نتيجه با پديده هاي مورفولوژيك تلاقي مي كند. در اين برخورد اگر برخي اصول و نكات ضروري رعايت نشود، تعادل مورفوديناميك محيط ، به هم مي خورد و خطرات بزرگي غالب تجهيزات و امكانات شهري را مورد تهديد قرار مي دهد.گاهي شدت مورفوژنز چنان زياد مي شود كه نتايج جبران ناپذيري به بار مي آورد.شهر هاي فراواني گاه و بيگاه از به راه افتادن سيل خسارات فراواني مي بينند و يا لا اقل با مشكلات بسياري رو به رو مي شوند.برخي شهروندان از ريزش كوه مي نالند، جريان سولي فلوكسيون برخي ديگر را زير خروار ها آوار مي برد. زمين لرزه ها و تكان هاي زمين نيز موجب ويراني شهر ها و قصبه ها مي گردند. اگر بخشي از اين ويرانيها مستقيما به امواج زلزله مربوط باشند ، بخش مهم ديگر به طور غير مستقيم در اثر دخالت پديده هاي ژئومورفولوژي، كه برخي از آنها خود از تكانهاي زمين ناشي مي شود حاصل مي آيد.

بديهي است كه در گزينش محل شهر ها ، تجربه پيشينيان تاثير بسزايي داشته است. اما سابق بر اين زندگي ساده شهروندان موجب مي شد كه اهميت موضوع ، چندان مورد توجه قرار نگيرد. به طوري كه اگر منطقه اي زير طغيانهاي بسيار شديد رودخانه ها يا سقوط مرتب و خطرناك سنگ ها و يا ريزش بهمن هاي انبوه قرار نمي گرفت و يا عجالتا زمين هاي آن لغزش نمي كرد ، براي گسترش مساكن و ايجاد ساختمان ها ، مناسب تشخيص داده مي شد.گاهي نيز مسائل ايمني و موقعيت پناهگاهي ناحيه اي ، برخي از خطرات مانند ريزش كوه ها را تحت الشعاع خود قرار مي داد( نمونه: ماكو در شمال غرب ايران). بعضي از ژئومورفولوگ هاي فرانسوي نشان داده اند كه تعدادي از شهر هاي اين كشور از جمله استراسبورگ تا قرن گذشته با خطر طغيان رودخانه هايي نظير رن مواجه بوده است. وجود نهشته هاي آبرفتي به ضخامت بيش از 6 متر كه روي آنها آثاري از بنا هاي رومن ها به يادگار مانده است، حاكي از آن است كه به طور دوره اي طغيانهاي رودخانه اي اين شهر را فرا مي گرفته است.بسياري از شهر هاي بزرگ و كوچك و قصبه ها كه در پهنه مخروط افكنه ها گسترده شده اند، از خطر سيل در امان نيستند.

ادامه نوشته

نماهای شهری

بایدها و نبایدهای نماهای شهری

آنچه که آدمی را در نگاه اجمالی، هویت می بخشد لباس اوست و آنچه که بنایی را از دیگری جدا می کند نمای اوست و این همان تعریف هویت است که تمایز/تشابه را به معنای تمایز با غیر و تشابه با خود در نظر می گیرد. امروزه با گسترش شهر نشینی و جاری شدن سیل جمعیت به سمت شهرها و حومه آن ها و هر آنچه که انقلاب صنعتی و مدرنیسم برای جهانیان به ارمغان آورده،شاهد تاثیرات متفاوتی بر اذهان عمومی هستیم. فضای زندگی افراد در این بین در واقع می تواند یکی از مهمترین عواملی باشد که به سکون یا به تحریک افکار جهت بازدهی در مشاغل یا حتی در زندگی خصوصی، سمت و سویی قابل توجه ببخشد. این فضا از جایی که کانون زندگی های خصوصی افراد را در بر می گیرد آغاز می شود و به مراکزشغلی، تفریحی، بهداشتی، آموزشی و هرآنچه که لازمه زندگی شهری است سرایت می کند. بحث نما سازی در ساختمان و ساخت بدنه شهری نیز یك بحث هویتی و فرهنگی است؛ در نماهای شهری ما معمولا به هم ریختگی هایی مشاهده می شود كه بیشتر ناشی از تقلیدهای كوركورانه از سبك های معماری است: استفاده های بی رویه و نا به جا از یكی از مصالح در یك دوره زمانی، باعث از بین رفتن و بی ارزش شدن آن مصالح می شود كه متاسفانه دربدنه های شهری خود بسیار با این پدیده رو به رو هستیم، مگر نه این كه معماری هر عصر، بیانگر تفكر و اندیشه حاكم برآن دوره است ؟ پس در این صورت می توان گفت كه سیمای هر بنا نیز بیان كننده تفكر صاحب آن است، حال پرسشی كه پیش می آید این خواهد بود كه آیا ارتباطی میان آشفتگی نماهای شهری با آشفتگی اندیشه صاحبانشان وجود ندارد؟

ادامه نوشته

محله محوری

سرای محله، تجلیگاه هویت محلی


در گذشته‌هایی نه چندان دور، پیش از آنکه شهر جمعیت چند ده میلیونی خود را با این گستره وسیع تجربه کند، تنها چند محله وجود داشتند که شهر در همه آنها خلاصه می‌شد.

این محله‌ها هر کدام هویت خاص خود را داشتند که این هویت در تعاملی دوسویه میان ساکنان آن محله، نام و سابقه محله، شکل گرفته بود.بر همین اساس است که تبصره 2 ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 15/4/62 محله را یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین تقسیمات کشوری معرفی می‌کند که در واقع یکی از واحدهای پایه برنامه‌ریزی در ساخت فضاهای شهری است.

اما هویت محله‌های قدیمی شهر را نمی‌توان آنطور که باید در محله‌های جدید دید. شهر، گسترش یافته و فرهنگ‌های گوناگون ناشی از قومیت‌های مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند. باید به فکر چاره بود و با گسترش فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و مشارکت شهروندان، هویت تازه‌ای برای محله‌ها رقم زد. این طرحی است که توسط سرای محله به اجرا گذاشته می‌شود.

 

ادامه نوشته

شهر عمودی (متراکم) و توسعه پایدار

تعريف واژه توسعه پايدار :

 ساده ترین تعریف توسعه پايداربدین قرار است : توسعه اي كه ضمن آن كه به نيازهاي كنوني جامعه بشری پاسخ داده میشود  ، توانائيهاي نسلهاي آينده را براي پاسخگويي به نيازها و خواسته هايشان به مخاطره نمي اندازد.

توسعه پايدار نگران تهي شدن كنوني كره زمين از منابع است ، ليكن تنها منابع طبيعي نيستند كه در مخاطره قرار گرفته اند، بلكه كيفيتهاي ديگر نظير كيفيت چشم اندازها، ميراث فرهنگي ، و آرامش و توانائي مناطق شهري براي زيست ايمن و سالم نيز در خطر نابودي است.

 

هدف گذاري براي توسعه پايدار، توجه يكجا به عوامل و مقوله هاي اجتماعي و اقتصادي همراه با موضوعات مرتبط با محيط زيست طبيعي گريز ناپذير است ، زيرا كه شرايط اجتماعي ناپايدار در نهايت مي تواند به شرايط ناپايدار محيط زيست منجر شود. گروهی از کارشناسان  بر اين اعتقادند كه يك شهر ناپايدار را مي توان از افت جمعيتي ، افت زيست محيطي ، ناكارآمدي نظامهاي انرژي رساني ، كاهش فرصتهاي اشتغال ، دفع و مهاجرت فعاليتهاي صنعتي و خدماتي ، و عدم تعادل تركيب اجتماعي - جمعيتي آن تشخيص داد ، فقر و اختلاف طبقاتي ، و از دست دادن فرصتها و بي احترامي و رنجش خاطر، عدم اطمينان به آينده و تنشهاي رواني ، از هم گسيختگيها و ناهنجاريهائي كه مردم يك شهر توانائي تحمل آن را دارند داراي محدوده خاصي است ، كه گذر از آنها منجر به از بين رفتن رفتارها و هنجارهاي درست و روحيه تحمل ناملايمات و بذل رحم و شفقت و هويت جمعي مي شود.انجمن بين المللي محيط زيست  تعريفي جديد از توسعه پايدار براي استفاده دولتهاي محلي فراهم آورده است . بنابراين تعريف ، توسعه پايدار خدمات زيست محيطي و اجتماعي و اقتصادي را براي همگان و بدون هرگونه تهديدي براي ماندگاري و پايداري نظامهاي طبيعي ، دست ساز، اجتماعي - شهري فراهم مي كند.

 

ادامه نوشته

مبلمان شهری

مبلمان شهری

زندگي شهري برخلاف زندگي ساده روستايي، از زيبايي هاي طبيعي تهي است. فضاهاي شهري به خودي خود داراي زيبايي بصري نيستند و اين در حالي است كه انسان نياز مبرمي به وجود نظم و زيبايي در محيط زندگي خود دارد. بنابراين چنانچه فضاي بي روح شهر و روحيه زيبايي پرستي انسان را در كنار هم قرار دهيم؛ به اهميت عامل تعيين كننده اي به نام مبلمان شهري پي مي بريم. اگر يكي از نيازهاي شهري را داشتن مبلمان و اثاثيه متناسب با سيماي شهر بدانيم، مي توانيم مبلمان شهري را به تجهيزاتي شامل نيمكت ها، تيرهاي برق ، باغچه ها، كف فرش ها، كيوسك ها، شيرهاي آتش نشاني، تابلوهاي تبليغاتي، وسايل تفريحي پارك ها، سطل های زباله، مجسمه ها و حصارها تعميم دهيم.

 اجزاي مبلمان شهري، دو ويژگي اساسي دارند: كاربردي بودن و زيبايي، كه در صورت داشتن هر دو ويژگي، می‌توانند نياز عملكردي و بصري شهروندان را همزمان برآورده سازند. البته اين امر، مستلزم در نظر گرفتن مقوله‌هاي متعددي در طراحي اجزاي مبلمان شهري است كه نه تنها رنگ، هماهنگي با محيط پيرامون، دوام، ايمني و اقتصادي بودن آنها مورد نظر است، بلكه بايد از نظر عملكردي، جانمايي مناسبي در سطح شهر داشته باشند تا بتوانند پاسخگوي نياز شهروندان باشند. در طراحي فضاهاي شهري عناصر متعددي در شهر جاي گرفته‌اند كه جزئي از مكان هستند و چنانچه با يكديگر هماهنگي و انسجام داشته باشند، مضامين و مفاهيم مشتركي را بيان مي‌كنند. به عنوان مثال در گذشته، قرار گرفتن برخي از بناها با كاربري‌هاي عمومي، در مجاورت فضاهاي عمومي، فضايي بسيار مناسب و دلنشين جهت توقف عابرين پياده ايجاد مي‌كرد؛ اما با گذشت زمان و ورود فن‌آوري جديد و از همه مهم‌تر، ورود اتومبيل به شهرها، ساختار شهرهاي گذشته دگرگون شد و فضاهاي شهري، داراي اشكال متفاوت با اجزاي متفاوتي شدند. همچنين كاربري‌هاي فضاهاي شهري، بيش از پیش تنوع يافت، مانند كاربري‌هاي مراكز تاريخي، تجاري و هنري شهر، فضاهاي تردد خودروها(سواره روها)، فضاهاي تردد عابرين پياده (فضاهاي تعامل اجتماعي و تجمع مردم)، فضاهاي سبز عمومي، همچون پارك‌ها و حاشيه رودخانه‌ها كه هر كدام تعريف متفاوتي دارند و مبلمان شهري جداگانه‌اي را مي‌طلبند. البته مهم ساختار و انسجام هر يك از اجزا در كل شهر است، چرا كه اگر عناصر يك مكان، فاقد هماهنگي و انسجام بصري و ارتباط با هويت شهروندان باشند، احساس سردرگمي و بيگانگي با شهر ايجاد مي‌كنند. نكته مهم در طراحي محيط هاي شهري و زيباسازي آن ها، جابه جايي عناصر مبلمان شهري و درك تمامي شرايط حسي - رواني افراد مختلفي است كه در آن فضا حضور مي‌يابند.

 

ادامه نوشته

ابعاد فضاهای شهری امروز و تاثیر آن بر وجوه مختلف شـهر

مقدمــــه
ایجاد و گسترش فضاهای شهری موثر، کارآمد و پویا از جمله مباحثی است که مورد توجه معماران، طراحان و برنامه ریزان بوده و هست. فضاهای شهری که بعنوان بطن حیات اجتماعی و شهری امروزی مطرحند، دارای ابعاد مختلفی می باشند، اما به نظر می رسد در کشور ما بجز معدود مواردی در حیطه طراحی شهری، همچنان به تعاریف نظری موضوع پرداخته و کمتر به مردم، فعالیتهای اْنان و فضاهای ویژه آنان توجه کرده ایم. چنانچه همگان بدان اذعان داریم، لازمه باور و توجه به موضوعی، شناخت کامل و شفاف سازی ابعاد مختلف و تاثیر و تاثرات آن بر محیط و مخاطبین است.

پرسش اساسی نیز ازهمین نقطه آغاز میگردد؛ ابعاد مختلف فضاهای شهری چیست و این ابعاد چه تاثیری بر وجوه مختلف یک شهر خواهد گذاشت؟ و آیا اساسا شناخت موارد فوق می تواند جایگاهی در طراحی فضاهای شهری داشته باشد یا خیر؟

1- شهر و فضاهای شهری

1-1- تعریف شهر

از نظر کالبدی شهر جایی است که دارای ساختمانهای بلند، خیابانها، ادارات، پارک ها و زیرساختهای شهری و ... باشد. از نظر اقتصادی نیز، شهر مکانی است که دارای وجه قالب اشتغال صنعتی و خدماتی بوده و متفاوت از اشتغال توام با تولید در روستا باشد. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف جمعیتی آن است، در این تعریف شهر را مکانی می گویند که دارای جمعیتی بیش از 10 هزار نفر بوده و یا دارای شهرداری باشد.

طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، شهر مکانی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود است.

اما آیا شهر تنها مجموعه ای از فضاهای سکونت، کار و تفریح است و یا می تواند بعنوان فضای کالبدی حیات اجتماعی یک شهر تلقی گردد؟
جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعاملات شهری در آن بوقوع می پیوند، و مردم حس شهروندی نسبت به شهر خود دارا می باشند. بعبارتی آنچه شهر را می سازد، ساختمانهای عظیم و پارکها نیستند بلکه مردم خود شهرند با تمام سلایق و ویژگیهای منحصر بفردشان؛ جایی که در آن روابط انسانی و اجتماعی آنها شکل گرفته و بارور می شود.

بدین ترتیب می توان ادعا نمود که یک شهر تنها بر پدیده های مادی استوار نیست بلکه نیاز به زندگی اجتماعی و روابط انسانی نیز بر ایجاد آن اثر گذار است. امکان پاسخگویی به چنین نیازهای اجتماعی و انسانی در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد.


     

1-2- فضای شهری و ابعاد آن
فضاهای شهری ویژگیهای کالبدی و کارکردی متفاوتی در دوره های مختلف و بسترهای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت به خود گرفته اند و از این روی تعاریف گوناگونی نیز از آنها به عمل آمده است. نگاهی به این تعاریف و دیدگاهها برای استخراج ابعاد مختلف یک فضای شهری نشان از دو عامل فرم (کالبد) و ماهیت (عملکرد) فضاهای شهری است.

کالبد و فعالیت در دوره باستان یکی است، اما در اواخر قرن هجدهم متفاوت از یکدیگر است. در این دوره شهر و فضاهای شهری کانون اندیشه ها، عواطف و احساسات بشری است. و از اواسط قرن بیستم تاکنون مفهوم فضای شهری به گونه دیگری است:

"فضای شهری به ترکیبی اطلاق می شود که از فعالیت ها، بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری و مانند آن و عناصر و اجزای شهری به صورتی آراسته، هماهنگ و واجد نظم و زیبایی و بالطبع با ارزش های بصری تشکیل می گردد و از نظر فیزیکی دارای بدنه ای محصور کننده می باشد. بعبارتی فضای شهری جزئی از یک شهر است که بعنوان عرصه عمومی، تجلی گاه فعالیتهای شهری است."

بدین ترتیب در حال حاضر هرگونه فضایی را نمی توان فضای شهری قلمداد نمود؛ چرا که فضای شهری دارای ویژگیهایی ارتباطی بوده و بخشی از ارگانیسم زنده شهر است که با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فنی در حال تغییر، مرتبط است و در غیر این صورت بجز حفره ای در میان ساختمانها و سایر اجزای شهری نخواهد بود.

با این تعاریف فضای شهری امروزی حاصل نگرش توام به هر دو بعد فرم (کالبد) و عملکرد (محتوا) ست و ضرورتاً "فضای شهری را نه فقط باید از طریق ویژگیهای زیبایی شناختی آن بلکه باید از طریق تحلیل مشخصه های محتوای آن مورد بازشناسی قرار داد." بنابراین در بررسی و تحلیل تاثیرات آن نیز این دو فاکتور ملاک عمل خواهد بود.

2- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه مختلف یک شهر
بر اساس مطالب پیشین می توان گفت که یک شهر از عوامل و اجزای مختلفی تشکیل می گردد که این عوامل در قالب دو گروه کلی قابل تقسیم بندی است:
الف) عناصر کالبدی شهر نظیر ساختمانها و زیرساختهای شهری
ب) عوامل فرهنگی و اجتماعی یک شهر، نظیر مناسبات فرهنگی، سیاسی و ... ویژه آن شهر

از طرفی فضای شهری نیز بعنوان یکی از عناصر هویتی یک شهر که بر تمامی عوامل و عناصر یک شهر تاثیر گذار است عنصری تک بعدی نبوده و دارای دو فاکتور حیاتی خود بعنوان فرم و کارکرد است. حال بدیهی است که با چنین نگرشی به شهر و فضاهای شهری می توان تاثیرات متقابل شهر و فضاهای شهری بر یکدیگر را نیز نتیجه همین دو عامل دانست:
الف) تاثیر فضاهای شهری بر سیما و توسعه کالبدی شهر
ب) تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر


2-1- تاثیر فضاهای شهری بر سیما و کالبد یک شهر
شهر فضایی است که تحرک، تداوم و توسعه از مشخصات بارز آن به شمار می آید و ناگزیر از تحرک و توسعه در فضای مکانی است.
فضاهای شهری بدلیل جوانب فیزیکی و کالبدی خود، نوعی فضای نمادین، اداراکی، مادی و حقیقی است که که با شهر و کالبد شهر پیوندی عمیق دارد و بنابراین یک فضای شهری فضایی است که عنصری هویت بخش از یک شهر تلقی می شود؛ بطوریکه اغلب شهرهای بزرگ را می توان بواسطه فضاهای شهری آن بازشناخت. فضاهای شهری که بر اساس قواعد زیبایی شناسی شکل گرفته و در کل سیما و ظاهری زیبا به منطقه تحت نفوذ خویش می دهند می توانند بعنوان عناصر کلیدی و محور های توسعه یک شهر مد نظر قرار گیرند و یا بعنوان عنصری مونومانتال از یک شهر بر منظر و سیمای شهر تاثیرگذار باشند.


در حالت کلی فضاهای شهری را در دو قالب مدرن و تاریخی (یا حداقل با پس زمینه ای تاریخی) می توان گروه بندی نمود. اغلب این فضاها علاوه بر اثرات کالبدی مستقیم که بر سیمای یک شهر بر جای می گذارند، می توانند بواسطه جذب گردشگر و فعالیتهای اقتصادی درون خود نیز بعنوان عامل پویایی و تحرک در شهر به شمار آیند؛ بطوریکه برخی شهرها بعنوان شهرهایی زنده و پویا و برخی بدلیل عدم وجود فضاهای شهری که خود موجب عواملی چون زندگی شب و فعالیتهای جمعی و ... می شود، شهرهایی بی روح و کم تحرک جلوه می کنند.

2-2- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر
نقش کارکردی فضاهای شهری بعنوان مکان فعالیت های عمومی و عرصه تعاملات شهری، از دیرباز تا کنون همواره وجود داشته است؛ بطوریکه فعالیتهای مردم هر عصر را می توان توسط فضاهای شهری آنها بازشناخت و یا بالعکس فضاهای شهری را بواسطه فعالیتها و علایق شهروندان معرفی نمود؛ بنابراین رابطه تنگاتنگی میان توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی یک شهر و فضاهای شهری آن وجود دارد.
به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، بالاترین مرحله بلوغ فرهنگی، اجتماعی شهروندان یک شهر در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد؛ همانجایی که علاوه بر فرم و کالبد دارای مفهومی وسیعتر با عنوان محتواست.


دکتر حمیدرضا پارسی عناصر محتوای فضای شهری را فعالیتها و حیات مدنی می داند.
فعالیتهای انسانی در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ضامن بقای زندگی جمعی و حس شهروندی است که بواسطه فضاهای شهری گسترش و تجلی می یابد؛ بعبارتی فضای شهری مکانی است که مناسبات چهره به چهره، تظاهرات سیاسی و حتی جشن های عمومی در آنجا برگزار می شود و بواسطه حضور همین فعالیت ها می تواند مفاهیمی چون مشارکت شهروندی، جامعه مدنی و ... را در بر گیرد. حیات مدنی یا مدنیت نیز چیزی جدای از مردم، مشارکت آنان و روابط انسانی، اجتماعی آنها نیست که نماد سازنده آن فضای شهری است.
از طرفی همانگونه که رنگ، نور، فرم و جریان حاکم بر یک فضای معماری می تواند در نحوه نگرش به آن فضا و حتی احساس شادی یا غم ساکنین آن فضا تاثیر بگذارد، فضای شهری نیز بر مخاطبین خود که اساس شکل دهی به یک شهر می باشند، تاثیر گذار است. فضای شهری باز عموما القا کننده آزادی و حقوق شهروندی است؛ جایی که احساس جوشش و خروش در آن وجود دارد، نمی توان آهسته و بی تفاوت بود و بدون شک چنین است که بسیاری از فضاهای شهری، خود موجب جنبشهای سیاسی، فرهنگی و ... بوده اند.



منابع:
- توسلی، محمود، " طراحی فضاهای شهری" ، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، 1376
- کریر، راب، "فضای شهری" ، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1375
- حبیبی، سید محسن، "جامعه مدنی و حیات شهری"، هنرهای زیبا، شماره 7
- پارسی، حمیدرضا، "چارچوب نظری محتوای فضای شهری"، هنرهای زیبا، شماره 42
- مدنی پور، علی، "طراحی فضای شهری (نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی)" ، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، تابستان 1384
www.archnoise.com
www.chn.ir
www.pps.org
www.uan.ir

كالبد يك شهر

کالبد یک شهر

مقاله حاضر سعي دارد تا ضمن ارايه تعريفي روشن براي آنچه كه آن را محيط فرهنگي _ كالبدي شهر تعبير كرده است، به تبيين ارتباط ميان كيفيت زندگي اين محيط با ساختار نظام مديريت شهري بپردازد.

نگارنده معتقد است تمام فراز و فرودهاي مديريتي كه محيط كالبدي _ فرهنگي _ (به عبارت مصطلح‌تر بافت تاريخي) شهرها را پيش از اين متاثر ساخته است، چه آن زمان كه به دور آن حصاري كشيده و مديريت آن را خارج از حوزه اختيار مديران محلي شهر تعريف كرده و تعامل آن را با فضاي زنده شهري محدود ساخته‌اند و يا آن زمان كه بي‌نگاه به ارزش‌هاي آن، رفتاري همسان را در تعامل با او جايز شمرده‌اند، همواره آگاهانه و يا ناآگاهانه در پي كاهش ارزش‌هاي فرهنگي و نهايتا تخريب كالبدي آن بوده است.

اين خود گاه به دليل عدم تعريف ساز و كار مديريتي منطبق بر شرايط و گاه به دليل عدم شناخت و نقصان دانش كافي بوده است.

در اين ميان به نظر مي‌رسد كه تنها راه نجات و بهره‌برداري از ارزش‌هاي نهفته در اين محيط برقراري ارتباطي آگاهانه، متقارن، منظم و مبتني بر محدوديت‌ها و امكانات آن با ساير اجزا و عناصر شهر است. تبيين نوع و كيفيت چنين ارتباطي در كنار بسياري از تعاملات ميان محيطي ديگر شهر به عهده نظام مديريت شهري است.

چنين نظامي مي‌تواند و بايد از يك سو با توجه به الزامات ملي و دستگاه‌هاي اجرايي سياستگذار، علاوه بر اعتلاي فضاي ذهني و دانش تجربي، سياست‌هاي كلان خود را سامان دهد و از ديگر سو در عرصه كاملا مشاركت جويانه زمينه‌هاي اجرايي برقراري ارتباط پيش گفته را فراهم آورد.

لازم است كه در ابتدا با نگاهي به اصلي‌ترين واژه بحث _ يعني شهر _ مروري بر مفاهيمي كه مترادف اين واژه قرار گرفته‌اند صورت گيرد.

در اين مرور بيش از آن كه انتخاب يا ترسيم يك معنا و تعريف مد نظر باشد، تحديد فضاي ذهني مشترك مخاطب دنبال مي‌شود.

 

ادامه نوشته