سرای محله، تجلیگاه هویت محلی


در گذشته‌هایی نه چندان دور، پیش از آنکه شهر جمعیت چند ده میلیونی خود را با این گستره وسیع تجربه کند، تنها چند محله وجود داشتند که شهر در همه آنها خلاصه می‌شد.

این محله‌ها هر کدام هویت خاص خود را داشتند که این هویت در تعاملی دوسویه میان ساکنان آن محله، نام و سابقه محله، شکل گرفته بود.بر همین اساس است که تبصره 2 ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 15/4/62 محله را یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین تقسیمات کشوری معرفی می‌کند که در واقع یکی از واحدهای پایه برنامه‌ریزی در ساخت فضاهای شهری است.

اما هویت محله‌های قدیمی شهر را نمی‌توان آنطور که باید در محله‌های جدید دید. شهر، گسترش یافته و فرهنگ‌های گوناگون ناشی از قومیت‌های مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند. باید به فکر چاره بود و با گسترش فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و مشارکت شهروندان، هویت تازه‌ای برای محله‌ها رقم زد. این طرحی است که توسط سرای محله به اجرا گذاشته می‌شود.

محله، رکنی است بین خانواده و شهر؛ فضای جغرافیایی خاصی دارد و هر خانواده نسبت به محل سکونت خود احساس خاصی مانند خانه‌اش دارد. این احساس موجب می‌شود تا هر کدام از ما به هنگام ورود به محدوده محله‌مان، حس آشنایی را تجربه کنیم. در گذشته هر محله نامی داشت که برگرفته از افراد معروف ساکن در آن محل یا برگرفته از موضوعیتی خاص بوده است. نام بسیاری از محله‌های تاریخی تهران چون سنگلج، بازار، عودلاجان و پامنار از گذشته‌های دور آشنای بسیاری از شهروندان تهرانی  بوده است. در دهه‌های اخیر با رشد همه‌جانبه شهر، کارشناسان نگران موضوعی به نام هویت شهر شدند که با گسترش محدوده‌های شهری با چالشی جدی مواجه شده بود؛ از همین رو کارشناسان توصیه کردند که تفکیک شهر به واحدهای کوچک یا همان محله و توسعه امر محله‌محوری می‌تواند به احیای فرهنگ محله‌ای کمک کند.

بر همین اساس است که تشکیل مجموعه‌هایی با عنوان سرای محله در مناطق 22 گانه تهران براساس ضوابط محله‌ای می‌تواند مشارکت مردم در امور فرهنگی و اجتماعی را به همراه داشته باشد. اما برای اجرای این موضوع شهرداری تهران به‌عنوان متولی اصلی اداره شهر، امکانات لازم را برای محقق شدن این امر مهیا می‌کند. در همین ارتباط بود که دکتر محمدهادی ایازی هفته گذشته با حضور در دویست و بیست و یکمین جلسه شورای اسلامی شهر تهران درباره سرای محله صحبت کرد.

او گفت: با تصویب لایحه سرای محله فعالیت فرهنگی و اجتماعی و خدماتی در محله‌ها دچار تحول جدی شده و هزینه سنگینی که هم‌اکنون به شهرداری تحمیل می‌شود از دوش این نهاد برداشته خواهد شد.در حال حاضر 1320 مجموعه فرهنگی ، اجتماعی، هنری ، آموزشی و ورزشی در تهران با مدیریت بخش‌های مختلف شهرداری از جمله معاونت اجتماعی‌ سازمان فرهنگی و هنری، سازمان ورزش و ... فعالیت می‌کنند در حالی‌که کارکرد بسیاری از آنها محلی است.

لایحه تشکیل سرای محله با 8ماده درباره تعاریف، ارکان، تشکیل و فعالیت کارگروه‌های تخصصی زیر نظر شهردار محله، شرایط احراز سمت شهردار محله، انتصاب، وظایف کارگروه‌های تخصصی، بهره‌برداری از امکانات و آیین‌نامه‌های اجرایی به شورای شهر تهران ارائه شده است که در هر بخش نیز به تفصیل درباره وظایف صحبت شده است.

مدیر کیست؟

هدف از راه‌اندازی سرای محله مشارکت شهروندان در امور مربوط به‌خودشان و در نهایت واگذاری تصمیم‌گیری‌های محله به‌خود آنهاست.

این نکته‌ از اهداف اصلی شروع به کار سراهای محله است که در لایحه مربوط نیز به آن اشاره شده است. این سراها توسط هیأت‌های مدیره‌ای اداره خواهند شد که اعضای آن اعضای شورایاری، شهردار محله و مسئولان کارگروه‌های تخصصی هستند. وظیفه آنها نیز برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و نظارت بر امور محله در چارچوب‌های سیاست‌های اجرایی شهرداری است.

اما از دیگر نکات قابل توجه در سراهای محله و حضور شهروندان در این طرح، حضور شهردار محله و کارگروه‌های تخصصی است.

طبق تعریف ارائه شده شهردار محله شخصی است که به پیشنهاد و انتخاب شورایاری از بین اعضا یا خارج از اعضای شورایاری برای 2سال با حکم شهردار منطقه به‌صورت افتخاری تعیین شده و برای اجرای وظایف محوله فعالیت می‌کند. کارگروه‌های تخصصی نیز افرادی از ساکنان همان محله هستند که برای پیشرفت محله خود در 6 کارگروه ورزش و تربیت بدنی، فرهنگی و هنری، آموزش و مشارکت‌های شهروندی، اجتماعی و توانمند‌سازی‌، بهداشت و سلامت و مدیریت بحران و ایمنی حضور خواهند داشت. این کارگروه‌ها 5 تا 7 عضو خواهند داشت که باید یک نفر از اعضای شورایاری و بقیه از افراد متخصص همان محله باشند. یک نفر هم به‌عنوان مدیر کارگروه توسط شهردار محله انتخاب می‌شود.

شهر بزرگ، شهرداری کوچک

یکی از شیوه‌های مؤثر مدیریتی در دنیای حاضر کوچک شدن دایره مدیریتی یا همان واگذاری وظایف به دیگران است. به‌طور حتم یک مجموعه مدیریتی با دامنه‌ای وسیع نمی‌تواند آن طور که باید در ارائه خدمات یکسان موفق باشد؛ از همین روست که در چند سال اخیر این موضوع در همه نهادها مطرح شده و شهرداری تهران به‌عنوان یکی از پیشگامان این موضوع، طرح ناحیه محوری و محله‌محوری را اجرا کرده تا با جزئی شدن امور، شهروندان خود برای اداره محله‌شان دست به کار شوند.

دکتر محمد هادی ایازی، معاون اجتماعی شهرداری تهران نیز با اشاره به این موضوع و واگذاری زمین‌های چمن و 200 خانه سلامت به شورایاری‌ها و برقرار شدن ارتباط مناسب با شهروندان در محله‌ها گفت: اگر مدیریت این مجموعه‌های فرهنگی و اجتماعی به‌خود مردم واگذار شود بسیار تاثیر‌گذار خواهد بود.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری به کارکنان مشغول در این مجموعه‌ها نیز اشاره کرده و گفت: 3 هزار و 320 نیروی انسانی در حال حاضر در این مراکز با انواع مختلف قراردادها مشغول به کار هستند که این در دراز مدت برای شهرداری مشکل ساز خواهد شد درصورتی که با تصویب این لایحه، نوع خدمت رسانی این افراد نیز تعیین تکلیف می‌شود.

وی ادامه داد: 150 مرکز فرهنگی در محله‌ها وجود دارند که مدیریت آنها می‌تواند به دست شهروندان سپرده شده و به سرای محله تبدیل شوند، نیروهای فرهنگی بازنشسته نیز برای حضور در این سراها وجود دارند.

به ثمر نشستن چنین طرحی و اجرای آن برای محله‌ها نتایجی مثبت به‌دنبال خواهد داشت که برای مشاهده این امر باید به انتظار نشست تا شورای اسلامی شهر تهران در جلسه‌های آتی خود در باره سرای محله تصمیم‌گیری کند؛تصمیمی که به گفته معاون اجتماعی شهرداری تهران درصورت تصویب موجب افزایش مشارکت شهروندان در محله‌ها خواهد شد.

اعضای شورای شهر چه گفتند؟

ارائه طرح سرای‌محله و مدیریت آن موجب شد تا اعضای شورای اسلامی شهر تهران واکنش‌های متفاوتی داشته باشند. تعدادی از اعضا موافق بودند و تعدادی دیگر نظراتی را ارائه دادند که برای اجرای بهتر طرح می‌توان از آنها استفاده کرد.
در ادامه نظر اعضای شورای اسلامی شهر را که در جلسه دویست و بیست و یکم حضور داشتند، می‌خوانید.

مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران: وقتی موضوعی مصوب می‌شود به‌صورت قانون درمی‌آید، عوض شدن شهردار در تغییر آن امکان ندارد.
چمران رئیس شورا ‌ تصریح کرد: مردم در محله‌های مختلف با سلایق مختلف چگونه می‌توانند مدیریت سرای محله را عهده‌دار باشند؟ در حال حاضر شورایاری‌ها نیز با همین مشکل مواجه هستند. شورایاری‌ها آنچه مطابق صنف و درآمدهای خودشان است مطابق آن تصمیم می‌گیرند و همه نیازهای مردم در نظر گرفته نمی‌شود. به عقیده بنده نسبت به مدیریت سرای محله باید با دید کامل‌تری بنگریم، این طرح نیاز به زمان دارد تا مجددا بررسی شود.

رسول خادم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر تهران: ایجاد سرای محله برای هر محل در تهران جزو وظایف شهرداری است. طبق بررسی‌های کمیسیون فرهنگی و اجتماعی قرار بود مجموعه‌های ستادی و اجرایی مناطق و نواحی به حد ضرورت نیروی انسانی آنها کاهش پیدا کند اما ساختار تشکیلات شهرداری در محله‌ها افزایش یافته است. خادم نسبت به زمان ارائه این طرح اعتراض داشت. او در ادامه گفت: هم‌اکنون زمان مناسبی برای ارائه این طرح نیست چرا که عملکردی از ناحیه محوری در مناطق ندیده‌ایم.
رسول خادم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورا در ادامه گفت: این لایحه دو بخش است؛ یک بخش سرای‌محله است که یک پروژه محسوب می‌شود، بخش دیگر بحث مدیریت محله است. در این لایحه با سرای‌محله کاری نداریم، سرای محله تا این حد نیاز به، به  درازا کشیدن ندارد ما می‌خواهیم بدانیم عملا بحث مدیریت، حاکم بر کیست؟

معصومه ابتکار، عضو کمیسیون توسعه و عمران شورای اسلامی شهر تهران: سرای محله‌ای که تا الان شکل گرفته موفق بوده است، در حال حاضر نیز شاهد تحول خوبی در محله‌ها هستیم، آنچه در اینجا آمده تداخلی در این مرحله ندارد. بنده معتقدم این طرح نیازمند اصلاحاتی است که باید در کمیسیون‌ها بررسی شود ضمن اینکه ضرورت آن احساس می‌شود.

خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر: دو نوع نگاه می‌توانیم به مدیریت تهران داشته باشیم، یکی مدیریت از بالا به پائین است که در آن باید تغییرات اساسی ایجاد کنیم و دیگری مدیریت از پایین به بالا‌ست که نیازمند مشارکت مردم در شهر است. به عقیده بنده تا وقتی تکلیف خود را با مدیریت کلان مشخص نکنیم وضعیت این موضوع نیز مشخص نمی‌شود، یک بدنه چاق و فربه با تعداد زیادی کارشناس مشغول کار هستند و یک دفعه می‌گوییم آنها کار خود را انجام دهند ما نیز از پایین مدیریت را انجام می‌دهیم، این دو در کنار یکدیگر نمی‌توانند اجرا شوند چرا که مغایرت‌هایی با یکدیگر دارند.

 

محله گرایی و همبستگی اجتماعی


هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان پیدا کرد که بدون مشارکت اعضایش به اهداف خود برسد و پیشرفت کند.

جامعه هر چه بزرگ‌تر باشد، مشارکت تک تک اعضا الزامی‌تر می‌شود. اصلا می‌توان گفت یگانگی حاصل از مشارکت اعضا شرط بقای جامعه است. هر چه این همبستگی بیشتر باشد، نظم اجتماعی بهتری برقرار خواهد شد و هنجارها بیشتر مورد احترام قرار خواهند گرفت.

در واقع توانایی رسیدن به اهداف در جوامعی حاصل می‌شود که افراد آن جامعه توانایی مشارکت و همکاری در اجتماعات کوچک و بزرگ را داشته باشند. ماحصل همه اینها چیزی است که به آن سرمایه اجتماعی می‌گویند. سرمایه اجتماعی در واقع همان چسبی است که اعضای یک جامعه را به یکدیگر پیوند می‌زند و نیرویی پدید می‌آورد تا خیر عمومی در جامعه تولید شود.

اگر در جامعه‌ای این سرمایه دچار خدشه یا عواملی مانع از شکل‌گیری آن شود، باید نگران برهم خوردن همبستگی و انسجام اجتماعی بود.کاوه مظفری، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، تحقیقی را برای اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران انجام داده است که نتایج آن در همایش محله‌گرایی و تأثیر آن در همبستگی اجتماعی ارائه شد. بخشی از این مقاله که عنوان آن« تقویت اجتماعات محلی، راهبرد تقویت سرمایه اجتماعی» است در ادامه می‌آید.

عموما نمی‌توان جامعه‌ای را بدون سرمایه اجتماعی متصور شد اما موقعیت‌هایی ایجاد می‌شود که سرمایه‌ اجتماعی دچار چالش می‌شود. در واقع سرمایه اجتماعی از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند و در فرایند این تغییر ممکن است مشکلاتی برای جوامع ایجاد کند. بروز جدی این نوع تغییرات را می‌توان در تغییر و تحولات جوامع محلی شهری جست‌وجو کرد.

بدین ترتیب سرمایه اجتماعی در محلات شهری جوامع معاصر به‌دلیل تغییرات کالبدی، اقتصادی و تکنولوژیک دچار دگرگونی‌های متعدد می‌شود. شبکه روابط اجتماعی و الگوی اعتماد عمومی تغییر می‌کند و مناسبات میان شهروندان به هم می‌خورد. در واقع، بستری برای تحول فراهم می‌شود، اما همین وضعیت می‌تواند آسیب‌زا باشد.

در شهر تهران، به‌ویژه مناطق فرودست آن، سرمایه اجتماعی و در واقع اجتماعات محلی سنتی دچار چالش‌هایی شده‌اند. ساختار سنتی محله بر هم خورده است، الگوهای سنتی اعتماد، تضعیف شده‌اند  اما در مقابل هنوز مناسبات و روابطی جایگزین و تثبیت نشده است.

با یک نگاه کلاسیک جامعه‌شناسانه می‌توان از مفهوم آناتومی اجتماعی برای توصیف چنین وضعیتی استفاده کرد؛ وضعیتی که ممکن است منجر به افزایش آسیب‌های اجتماعی شود و هزینه‌های اجتماعی را بالا ببرد؛ مسئله‌ای که شاید امروز با نخستین نشانه‌های آن روبه‌رو هستیم. از سوی دیگر شاید همین وضعیت آنومیک (بی‌هنجاری)، بتواند به فرصتی برای پیشرفت تبدیل شود. به عبارت دیگر چالش سرمایه اجتماعی وضعیتی دوگانه را پیش آورده که یا ممکن است به آسیب‌های اجتماعی بیشتر، افول همبستگی و اضمحلال اجتماعی منجر شود یا از سوی دیگر ممکن است به سمت پیشرفت و تحول رهنمون شود. در چنین وضعیتی  ضرورت مداخله متعهدانه احساس می‌شود.

تا پیش از این رویکرد مدیریت شهری، رویکردی متمرکز، از بالا و بروکراتیک بود؛ رویکردی که تصور می‌کرد شهر، صرفا کالبدی فیزیکی است که می‌توان با مهندسی عمران، سازه‌های آن را تغییر داد و به توسعه دست پیدا کرد.

چنین رویکردی با نادیده گرفتن جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی زندگی شهری، نمی‌تواند برای حل مشکلات و حرکت رو به پیشرفت مؤثر باشد. درک این مسئله سبب شد که مسئولان شهرداری به سمت الگو‌های مشارکتی در مدیریت شهری متمایل شوند. آنها با اتخاذ سیاست محله محوری سعی دارند نشان دهند که رویه‌ای جدید برای مدیریت مسائل شهری برگزیده‌اند؛ رویه‌ای مبتنی بر مشارکت شهروندان در فرایند تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی و اجرا.

اما یکی از پیش‌نیاز‌های موفقیت چنین رویکردی، ارتقاء همزمان سرمایه اجتماعی در محلات است. به عبارت دیگر محله‌محوری پدیده‌ای تجویزی نیست که بتوان آن را مهندسی کرد بلکه وضعیتی است که از طریق مشارکت واقعی شهروندان حاصل می‌شود.

مسئله اصلی این مقاله بررسی فرایند و راهکار‌هایی است که می‌تواند به ارتقاء سرمایه اجتماعی در محله کمک کند. به عبارت دیگر سؤال اصلی این است که چگونه می‌توان به فرایند رشد سرمایه اجتماعی در محلات شهری کمک کرد؟

منطقه 15 نمونه مطالعه موردی

در این تحقیق برای پاسخ به اینکه چطور می‌توان سرمایه‌اجتماعی را در محلات اضافه کرد، محلات منطقه 15شهرداری تهران در نظر گرفته شده و با توجه به ویژگی‌ها و مختصات این منطقه راهکار‌های توسعه محلی ارائه شده است.

براساس نتایج سرشماری سال 85، منطقه 15 جمعیتی حدود 640 هزار نفر دارد. این منطقه از حوالی سال 40 شکل گرفته است. پس از انقلاب نیز در طول دهه 60 بر سرعت گسترش بی‌رویه و بی‌برنامه این منطقه افزوده شد تا اینکه در سال‌های دهه70 رشد این منطقه تحت کنترل مدیریت شهری درآمد.

بدیهی است خصلت اصلی و پیوسته رشد و شکل‌گیری منطقه در تمام این سال‌ها با موقعیت حاشیه‌ای و دروازه‌ای آن پیوند داشته است تا جایی که این امر در تعیین هویت و سیمای شهری منطقه نقش اصلی و قطعی پیدا کرده است.

منطقه 15 به حدود 20 محله تقسیم شده است. براساس اطلاعات آماری موجود تعداد مراکز فرهنگی و اجتماعی در این منطقه نسبت به سایر محلات تهران پایین است. شاید به همین دلیل باشد که میزان مشارکت اجتماعی و فرهنگی شهروندان این منطقه نیز پایین ارزیابی شده است.

همچنین در این منطقه براساس تحقیقات انجام شده آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد، تکدی‌گری و کودکان کار، مشکلات عدیده‌ای ایجاد کرده است. مجموعه چنین شرایطی حاکی از آن است که وضعیت سرمایه اجتماعی در این منطقه دچار چالش است.

راهکارهایی برای توسعه محلی

موضوع اجتماعات محلی فقط یک شعار انتزاعی در جامعه معاصر و تلاش برای احیای همبستگی محلی نیست، بلکه وسیله‌ای برای پیشبرد نوسازی اجتماعی و کالبدی محلات، شهر‌ها و مناطق مهم شهری محسوب می‌شود. در واقع تحقق توسعه محلی و مردم‌سالاری بدون احیای اجتماعات محلی، حفاظت از حوزه محلی و تأمین مشارکت محلی امکان پذیر نخواهد بود.

اگر قرار است با شعار محله‌محوری به سمت افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری و همچنین توسعه محله‌ای حرکت کنیم ضرورت دارد تا بستر‌های لازم در این خصوص را از طریق موارد زیر مهیا‌سازی‌ کنیم.

1-گسترش فضا‌های عمومی: اماکن عمومی همچون بوستان‌ها، کتابخانه‌ها، مراکز فرهنگی وسرای محل یا فرهنگسراها، مکان‌هایی هستند که شهروندان این فرصت را پیدا می‌کنند که با یکدیگر تعامل و تبادل اجتماعی داشته باشند. در واقع در چنین مکان‌هایی امکان شکل‌گیری روابط اجتماعی و در نتیجه ارتقاء سرمایه اجتماعی فراهم می‌شود.

2- تقویت اجتماعات محلی: انجمن‌های محلی، گروه‌های همسالان و هیأت‌های مذهبی انواع گروه‌های محله محور محسوب می‌شوند. این گروه‌ها هستند که به اهالی محل هویت می‌دهند و اعتماد عمومی را میان آنها به‌وجود می‌آورند.  اجتماعات محلی آن بخشی از جامعه محلی هستند که می‌توانند بار اصلی توسعه محلی را بر دوش بکشند.

3-افزایش اختیارات شورایاری‌ها: مشارکت اجتماعی تنها از طریق اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های از پیش تعیین شده میسر نمی‌شود. مشارکت واقعی زمانی تحقق می‌یابد که شهروندان بتوانند از حق تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی توسط نمایندگان بهره‌مند شوند. به‌طور مثال شورایاری‌ها توانسته‌اند بستر مناسبی را برای اینکه اجتماعات محلی بتوانند تصمیم‌گیری مشارکتی را تجربه کنند، فراهم کنند.

 

ضرورت‌ها و ویژگی‌های مدیریت محله محور


نظام سلسله مراتبی در اجرا و برنامه‌ریزی برای سطوح مختلف کشور (جامعه) مترتب است که ترتیبات آن در نظام‌های گوناگون از بالاترین سطح (ملی) تا پایین‌ترین آن (محلی) می‌توانند همانند باشند.

اما در ابتدای امر با دقت‌نظر در شکل ترتیبات نظام‌ها به تفاوت آنها می‌توان پی برد، به طوری که در نظام متمرکز شکل برنامه‌ریزی و اجرای آن معمولا فقط از بالا به پایین بوده، چرا که مرکز ثقل تصمیم‌گیری فقط در قسمت بالای سلسله مراتب قرار دارد. در واقع اختیار اتخاذ بیشترین تصمیم‌ها در سطوح بالای سلسله مراتب تعریف شده ولیکن در نظام غیرمتمرکز شکل برنامه‌ریزی به صورت رفت‌وبرگشت است، بدین مفهوم که برنامه‌ریزی در اجرا از بالا به پایین و برعکس (پایین به بالاست) یا ارتباط به شکل افقی است.

به عبارت ساده‌تر اختیار به بخش‌ها، واحدهای عملیاتی و مدیران سطوح پایین‌تر واگذار می‌شود، بنابراین در شکل اول، نقش تصمیم‌گیری و حدود اختیارات سیاستگذاران و مدیران حاکمیتی و بعضا نخبگان قابل مشاهده است و از مشارکت اجتماعی مردم به‌خصوص در اجرا چندان خبری نیست مهم‌تر اینکه تصمیم‌گیری‌ها با آگاهی کم از مشکلات و خواسته‌های واقعی مردم است، در حالی که در شکل دوم تصمیم‌گیرندگان و حاکمان جامعه متأثر از نظرات و مشارکت اجتماعی آحاد جامعه نسبت به تصمیم‌سازی و سیاستگذاری از طریق بازخورد اجرایی و مشارکت مردم و شهروندان عمل می‌کنند. به بیانی بهتر اختیار تصمیم‌گیری به نهادهای محلی با خصوصیات نهاد غیرمتمرکز و استقلال نسبی واگذار می‌شود.

با توضیحات اولیه، این سؤال در ذهن تداعی می‌شود در مدیریت شهری (محلی) چگونه نظام برنامه‌ریزی می‌تواند پاسخگوی نیاز شهروندان باشد و مشارکت آحاد مردم را به دنبال داشته باشد. طبعا در پاسخ به این پرسش به همان نظام غیرمتمرکز می‌رسیم که می‌بایست در برنامه‌ریزی و اجرا در سطح محلی بدان بپردازیم.

ضرورت نگرش مدیریت غیرمتمرکز

برای رسیدن به نظام اجرایی و برنامه‌ریزی غیرمتمرکز در ابتدای کار می‌بایست مدیران محلی به آن اعتقاد و باور داشته باشند؛ باور به اینکه تمرکززدایی در بهبود کارایی، برابری، مشارکت اقتصادی و سیاسی و تخصیص منابع به سوی اولویت‌های اجتماعی و پروژه‌های زیربنایی محلی نقش اساسی دارد. در صورتی که این نگرش در همه (کلیه) مدیران و برنامه‌ریزان محلی در جایگاه مختلف وجود نداشته باشد، حتی با فراهم بودن ابزارهای قانونی و امکانات و منابع مالی و دیگر ملزومات آن امکان تحقق آن به وجود نخواهد آمد.

گرچه برای رسیدن به این نگرش مطلوب می‌بایست به راهکارهای قانونی و ابزارهای مربوط به آن و ساختارشکنی در سازمان اداری و تفویض اختیار به نهادهایی صورت گیرد که به شهروندان از نظر جغرافیایی نزدیک‌ترند و خدمات بهتری را با هزینه کمتری ارائه می‌دهند. البته به شرطی که این انتقال و اختیار با انتقال مسئولیت همراه شود، به علاوه به تخصیص و تعیین منابع و دیگر شاخص‌ها اهمیت قائل شده و آنها را به طور جدی مدنظر قرار دهد. البته در عینیت یافتن این نگرش در مجموعه مدیریت محلی (شهری) به واسطه این سطح از نظام برنامه‌ریزی (سطح محلی) اولین سطح و مشارکت آحاد مردم در آن اتفاق می‌افتد که بسیار ظریف و حساس است و از سویی موفقیت در این سطح تحقیقا کار دیگر سطوح را آسان می‌کند.

محله محوری و تحول نظام اجرایی

محله به عنوان کوچک‌ترین واحد تقسیمات شهری و سلول‌های تشکیل‌دهنده بافت شهری در نظام برنامه‌ریزی شهری نقش ویژه و خاصی را ایفا می‌کند. از آنجایی که محلات در کنار همدیگر به شهر معنا و هویت می‌بخشند، امروزه در بسیاری از شهرها با پدیده بحران هویت به ویژه در کلانشهرها روبه‌رو هستیم که با مشارکت آگاهانه ساکنین محلات و واگذاری کار مردم به خودشان و نوسازی و رشد و توسعه هر محله و منطقه به وسیله مدیران و ساکنین آن، می‌توان این خلأ را برطرف کرد که از این طریق علاوه بر هویت‌بخشی بیشتر به محلات با شناخت عوامل محیطی و تغییر آنها مقدمات تغییر و تحول ساختاری فراهم می‌آید.در این چارچوب عدم تمرکز از نوع اداری و اجرایی در سطح محلات عملی تر خواهد بود که با افزودن توان فکری و تصمیم‌گیری ظرفیت اجرایی توسعه می‌یابد که نهایتا عدم تمرکز در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری را موجب می‌شود. نتیجه این اقدامات به تمرکززدایی که به 3 مؤلفه تراکم‌زدایی و تفویض اختیار و تحویل اختیار مبتنی است رهنمون می‌شود.

بنابراین با در نظر داشتن این مؤلفه‌ها و اجرایی‌شدن این نگرش تحول و تغییر قابل ملاحظه‌ای در اداره امور شهرها پدید خواهد آمد، از این رو اقدامات و فعالیت مدیریت شهر تهران در سال‌های گذشته و اخیرا در جهت اجرایی کردن تفکر ناحیه محوری و محله محوری و همچنین واگذاری امورات محلات در قالب مشارکت اجتماعی در این چارچوب ارزیابی می‌شود که بیانگر گام‌های اساسی و بنیادی در این مسیر است و این امر نشان دهنده اعتقاد جدی مدیریت شهری به این نگرش و تحول در ساختار اداری و اجرایی شهرداری در راستای مشارکت بیشتر مردم و اداره مطلوب شهر تلقی می‌شود.

قطعا اجرای مناسب این نگرش در سطح محلات علاوه بر دستاوردهای فوق و پیامدهای مثبت و اساسی در شهر تهران از سوی دیگر الگویی مناسب برای دیگر شهرها به ویژه کلانشهرها در شیوه مدیریت شهری خواهد بود.

 

نگرش محله محوری و آثار آن در شهرنشینی و شهرسازی


از دیدگاه شهر سازی محله عبارت است از یک بلوک شهری که از جمعیت مشخص و خدمات محله‌ای برخوردار باشد.

 گرچه این تعریف از محله بیشتر تاکید بر جنبه کالبدی و فیزیکی آن دارد اما با بررسی‌های تحلیلی می‌توان به کارکردهای دیگر آن دست یافت.

با نگاهی به سیر تاریخی شکل گیری شهرها و زندگی شهرنشینی می‌توان محله‌ها را همواره نقطه عطف شهرها و هسته اولیه شکل‌گیری و توسعه آنها در دوران گذشته و حال دانست که با پیوستن آنها به یکدیگر علاوه بر شکل گیری شهر، توسعه‌های زیادی بر این پایه اتفاق می‌افتد که نمونه آن در کشورمان قابل شناسایی است.

ضرورت شناخت و شاخص‌ها

معمولا برای شناسایی محله‌ها به شاخصه‌ها و عناصر کالبدی نیاز است که ابتدا باید از جاهای کوچک مثل سکونت با الهام از ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی تکنولوژیکی(فنی) ساکنان شروع کرد و بعد به کار بری‌های عمومی شامل مراکز تجاری محله‌ای(بازار)، مساجد و حمام در گذشته و شبکه دسترسی معابر توجه کرد. البته این کاربری‌ها چون عمدتا در مراکز محله واقع شده‌اند، هم مرکزیت دارند وهم دسترسی‌ها را آسان و راحت می‌کنند.

گرچه در طی زمان و برحسب نیاز کم و زیاد می‌شوند، اما به هر صورت علاوه بر اینکه به عنوان شاخص کالبدی در محل استقرار می‌یابند، کارکرد اجتماعی و اقتصادی هم به همراه دارند و نیازهای مادی و معنوی ساکنان محله‌ها را در طول شبانه روز تامین می‌کنند.
رفتارهای اجتماعی نیز بر اساس همین تعاملات تنظیم و کنترل می‌شوند که مجموعه آنها در بستر عناصر کالبدی هویت محله را می‌سازند و احساس تعلق خاطر و دلبستگی‌ها، پایداری و سرزندگی و نشاط را در محله‌ها افزایش می‌دهند.

اصطلاح هم محله‌ای یا حتی بچه محل نیز که در محله‌های شهری به واسطه مشترکات و احساس نزدیکی به یکدیگر متداول شده از همین مسئله نشات می‌گیرد و باعث می‌شود تا هویت و بالندگی زندگی شهری هویدا شود و براین اساس توسعه پایدار در زندگی شهرنشینی شکل بگیرد.

ایجاد سکونتگاه‌های شهری نیز که به منظور تامین نیازهای رایج شهروندان و فراهم کردن زمینه امنیت و آسایش روانی ساکنان است به دنبال همین توسعه پایدار شهرها به صورت عینی و ملموس در محله‌ها ظاهر می‌شود.

 پس از این موارد به این مهم بر می‌خوریم که آیا محله‌ها در شهرهای فعلی هم به همین منوال هستند یا اینکه دستخوش تغییرات و تحولات زندگی به اصطلاح مدرن شده و از اصل وجودی خود فاصله گرفته‌اند؟ اگر وضع به همین ترتیب سپری شود آن وقت است که وظیفه مدیریت شهری برای بازگرداندن نقش اصلی محله در پیگیری کالبدی شهر بسیار خطیر خواهد بود و محله محور نه تنها مفهوم پیدا می‌کند، بلکه به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر و رویکرد اساسی در اداره شهر تلقی می‌شود.

 حتی در مواردی که محله نقش اولیه خود را ایفا می‌کند باز هم مدیریت شهری برای تقویت و اثر گذاری بیشتر نیاز به وظایف بیشتر و جدی‌تر دارد.

برای روشن شدن موضوع و پاسخگویی به پرسش‌های مطروحه ابتدا باید وضع شرایط موجود در محله‌ها را بررسی کرد.

امروزه شهرها به واسطه افزایش جمعیت و مهاجرت با جمعیت روز افزونی مواجه‌اند. به طوری‌که نسبت  جمعیت شهرنشین در کشور در مقایسه با گذشته دستخوش تغییرات جدی شده و بیش از 60 درصد جمعیت در شهرها ساکنند و این نسبت هم چنان به نفع شهرها در حال تغییر است.

قطعا تغییرات سریع افزایش جمعیت درون شهرها به دنبال خود تحولات اساسی در عرصه کالبدی و فضایی شهرها دارد که از این‌رو شاهد تحولات و دگرگونی‌ در زمینه‌های مختلف (سخت افزاری و نرم افزاری) هستیم.

حال اگر با نگاهی اجمالی به وضعیت شهرهای امروزی نگاهی بیندازیم می‌توان نتیجه گرفت که محله‌ها در عرصه‌ کالبدی کلانشهر تهران چندان جایگاهی ندارند و در برنامه ریزی‌ها به آن توجهی نشده‌است و این امر با توجه به رشد و توسعه کالبدی مزید بر علت شده و محله‌ها را دچار از هم گسیختگی و آشفتگی کرده‌است. در چنین شرایطی وظایف به عهده مدیریت شهری است که با تدابیر خود علاوه بر بازیابی نقش گذشته محله‌ها بر شرایط جدید و آینده فائق آیند و از این ظرفیت و پتانسیل در اداره بهتر شهر بهره ببرند.

گام آخر

همانطور که اشاره شد محله به عنوان کوچکترین واحد تقسیمات شهری باید مبنای اصلی برنامه ریزی شهری قرار بگیرد تا برای رسیدن به مقاصد اصلی و تحقق نگرش محله محوری اهداف موجود سمت و سو بگیرد.

در گام بعدی باید ساختار متناسب برای دستیابی به آنها طراحی کرد، از مکانیزم و ظرفیت‌‌های قانونی مانند شورای اسلامی شهر، شورایاری و هیات امنای مساجد، تشکل‌های غیر دولتی به عنوان بازوان اجرایی بهره برد. گام دیگر برای نهادینه کردن و تحقق محله محوری طرح‌های شهر سازی و مطالعات شهری است که می‌تواند به عنوان توسعه آتی و برنامه ریزی و ساماندهی وضع موجود به کار رود.

مشارکت دادن همه عوامل واگذاری امور محلی به مردم و باورکردن ساکنان محله به ویژه قشر جوان برای اداره برخی از خدمات محله‌ای مانند پارک، خانه‌فرهنگ و ... و تقویت آنها می‌تواند تاثیرگذار باشد.

 

منبع: همشهری آنلاین